خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





سـلـامـ حضـرت معشـوق ...

    کفـش هایمـ کو ؟!

    بـاز گمـ کـردم این همـدمـ روزهـای با شکوه و سختمـ را 

    نمیـدانمـ از کجـا شروع کنمـ ...

    ها !

    اولـ شـال و کـلاه میکنمـ 

    بعـد ..

    بازهمـ پیدا نشـد

    خوب چه بهتـر پـا بـرهنـه می آیمـ

    بگـذار مـردم بـه مـن بخنـدند ... ! بگـذار هر چـه دوسـت دارند بگویند بـرایمـ مهمـ نیسـت

    یادم نبـود ...

    هـوا سـرد است ، هوس کرده امـ مثـل قدیم چـای بریزم یکی برای تو ...

    برف اما ، شدید می بارد ... بی رحمــانه ...

    از خانه بیرون میــزنمــ

    راه می روم ... پا برهنـه هـرکـس به مـن نگـاه کند میفهمد عـاشق یعنــی چه ؟ یعنـی کـه ؟

    می دانی ... اهــل شعـار نیستمـ

    هرچند اینجـا سرزمین آدمهـاست ... سرزمینـی کـه خـودش همـ شعـار است چه برسـد به مـردمـانی کـه برای ذره ای پول ، ذره ای قدرت ، ذره ای مقام آبرو میریزند و خـاک و خون به پـا میکنند ..

    اینجـا سرزمین مـاست ...

    بگذریمــ ...

    آنقدر راه رفتـه ام و فکـر کرده ام کـه یـادمـ رفتـه بود کفـش به پـای ندارمـ

    یـادمـ رفتـه بود مـن عـآشقمـ

    و مـن ایـن عـشق را همـه جـآ هیـآهو میکنمـ

    همـه جـا ...

    حتـی میـان همیـن آدمهـای شعـاری

    ..... !

    راه میـرومــ ... بـه امیـد نفـس هـایت

    بـه امیـد وجودت

    به امیـد لطـفــت

    بـه امیـد بــزرگــی ات ....

    هـه !

    بـه ایـن فکـر میکنمـ کـه چـرا شـاعر هـا همیشـه مِی را مثـال میزنند 

    هر دو مسـت میکنیـد

    امـا

    این کجا و آن کجــآ !

    تو آرامـش واقعـی میبخشـی و آن آرامـش کـاذب 

    تو ما را از مـا میگیـری و آن فقـط هـوش و حـواس ما را ...

    تو کیستـی ؟

    که آرامــش میبخشـی

    زندگــی میبخشــی

    نفـس میکشــی و نفـس میدهـی

    انـرژی میدهــی 

    و ..

    حـواسمـ را فرسنگ هـا دور پـرت میکنـی

    خیـلی دور...

    به راستــی تو کیستــی ...؟


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : امیـد ,نفـس ,رفتـه ,یـادمـ رفتـه ,اینجـا سرزمین ,
    سـلـامـ حضـرت معشـوق ...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده